• طبقه بندی مقالات
    • سایبروندالیسم و مواجهه با آن

      سایبروندالیسم و مواجهه با آن

      این روزها حمله دسته جمعی کاربران ایرانی به پروفایل برخی چهره های از کی روش گرفته تا دختر اوباما رواج یافته است. این هموطنان بزرگوار از بابت تفریح یا رفع ناراحتی هایشان آن صفحات را به زیور لطیفه و احیانا ناسزا می آرایند، که پدیده ای در خور تأمل است.
      1- اصطلاحا، این پدیده سایبروندالیسم نام دارد. «وندالیسم» تخریب اموال خصوصی یا عمومی نظیر نیمکت های پارک ها و اتوبوس هاست و عمری به طول فرهنگ بشری دارد. در هر جایی افرادی بوده اند که رفتارهایی مخل نظم و قاعده عمومی انجام می داده اند، به طوری که به اموال شخص یا جمعی آسیب می رسانده اند. تبعا، ما به ازای آن در فضای سایبر هم پدید آمده و سایبروندالیسم نام گرفته است. این پدیده در اشکال بسیار مختلف از حملات هکرها به یک سامانه تا کامنت های آزاردهنده در رسانه اجتماعی بروز می کند.
      2- وندالیسم در جامعه ما بخصوص بین نوجوانان و جوانان رایج تر است و از سنگ زدن به قطار تا فحش نوشتن پشت در توالت عمومی را شامل می شود. طبیعی است این افراد در فضای مجازی نیز چنین رفتارهایی را انجام خواهند داد، بخصوص با توجه به اینکه باز بودن فضای سایبر و شرایط گمنامی هویت اشخاص، امکان ویرایش بدون پیگرد و دشواری مقابله موثر و بازدارنده، این محیط را بدل به بهشتی برای سایبروندالیسم می کند. البته، این موضوع اختصاص به ایران ندارد و در اغلب کشورها مشاهده می شود. اما کمبود سواد فضای مجازی و شیوه کنترل نادرست آن، احتمال بروز چنین مشکلی را در ایران مضاعف کرده است.
      3- آنچه سایبروندالیسم ایرانیان را جالب توجه کرده است، «همگانی» شدن آن است. همگان نظیر آنچه در بین تماشاگران یک مسابقه ورزشی رخ می دهد معمولا به فضاهای فیزیکی مربوط است و رفتارها به سرعت به عموم افراد سرایت می کند، به طوری که روح جمعی بر افراد غالب می شود. اما، در این مورد شاهد شکل گیری همگان در فضای مجازی هستیم و رفتارهای خاصی با مکانیسم هایی نوین «سرایت» می کند. نوعی از سایبروندالیسم که ایرانیان مرتکب آن می شوند، شاید کمی در افکار عمومی وجهه بدی داشته باشد، اما نسبت به حوادثی نظیر حمله و تخریب سفارت یا حتی اغتشاشات خیابانی طرفداران فوتبال در اروپا چندان پرهزینه نیست. همچنین نسبت به اشکال دیگر سایبروندالیسم که مردم برخی جوامع مرتکب آن می شوند نظیر حملات دسته جمعی هکرها، هزینه سیاسی و اجتماعی چندانی برای کشور تولید نمی کند. اتفاقا، با قدری جهت دهی و کاهش جنبه مردم آزاری می تواند با ایجاد فضایی برای تخلیه هیجانات بسیار کمک کند.
      4- باید توجه داشت که بیش از حد لازم به موضوع دامن زده نشود. سایبروندالیسم، به خودی خود، مساله ای در حد سیاستگذاری عمومی در نهادهای حاکمیتی نیست. بلکه ورود حاکمیت به این موضوع با رویکرد مداخله و کنترل مستقیم سبب تغییر ماهیت یک ناهنجاری اجتماعی به یک مساله سیاسی می شود. بهتر است که در چنین مواردی نهادهای مدنی وارد عمل شوند و شخصیت های شناخته شده رسانه ای و ورزشی اقدام به آموزش و نصیحت دیگران کنند. همچنین، باید در نظر داشت بروز چنین پدیده هایی، به هر حال، تا حدی طبیعی است و حتی در نرمال ترین جوامع هم رخ خواهد داد.
      5- حاکمیت، باید همچون طبیبی که عوارضی همچون عطسه بیمار او را از منشأ بیماری غافل نمی کند، به موضوع بنگرد. تبعا، سایبروندالیسم نشانه ای از یک مشکل بسیار بزرگ تر، یعنی ضعف فرهنگ کاربری است و لازم است با افزایش سواد فضای مجازی و ترویج اخلاق کاربری به آن پرداخته شود. بنابراین مساله کلان و اصلی که باید موضوع دغدغه حاکمیت باشد این است که چگونه می توان سواد فضای مجازی را ارتقا داد. سیاست های این حوزه چیست و چه دستگاه هایی باید نقش آفرینی کنند. بخش دولتی نظیر آموزش و پرورش و بخش خصوصی نظیر اپراتورها چطور می توانند برای بهبود شرایط کمک کنند. تبعا، در صورت اجرای صحیح این سیاست، یکی از تبعات فرعی آن می تواند کاهش سایبر وندالیسم باشد.
      فایل ضمیمه
تمامی حقوق برای مرکز ملی فضای مجازی محفوظ است. هر گونه کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.