• طبقه بندی مقالات
    • اقتصاد خلاق در راستای اقتصاد مقاومتی با نگاهی بر اقتصاد رفتاری
      اقتصاد خلاق در راستای اقتصاد مقاومتی با نگاهی بر اقتصاد رفتاری
      به گواه اندیشمندان توسعه، دوران تسلط صنایع سخت به‌عنوان موتور محرک توسعه به پایان رسیده و امروز، عصر صنایع نرم است و صنایع خلاق یکی از مصادیق اصلی صنایع نرم به شمار می‌آید. شکل‌گیری بسترهای این صنایع و رشد و توسعه آن می‌تواند به‌عنوان پله‌های توسعه اقتصادی پایدار محسوب شود. با انتشار سند اقتصاد مقاومتی به‌عنوان نقشه راه کلی، مسیرهای توسعه و خودکفایی اقتصاد کشور تبیین شده است. در این پژوهش تلاش شده است با تبیین مفاهیم مربوط به اقتصاد خلاق، ثمرات توسعه این بخش در راستای تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی بیان شود. همچنین با تبیین و تشریح رویکرد حاصل از اقتصاد رفتاری و سیاست‌های مبتنی بر "تلنگر"، چگونگی ایجاد بسترهای لازم در راستای شکوفایی اقتصاد خلاق عنوان گردد.

      مقدمه:
      در دهه چهل و هم‌زمان با برنامه‌ی عمرانی سوم، گروهی از مشاوران دانشگاه هاروارد به تصمیم گیران ایرانی اعلام کردند که جوامع سنتی می بایستی راه ویژه و احتمالاً پر پیچ و خمی را در فرآیند توسعه طی کنند. بیماری‌های این جوامع را با نسخه‌هایی که مختص جوامع توسعه‌یافته غربی است، به‌سختی می‌توان درمان کرد. در جوامع سنتی، مفهوم تغییر باید مبتنی بر نیروهایی باشد که تماماً از درون این جامعه بجوشند. در حقیقت قواعد جهان‌شمولی که برنامه‌ریزی توسعه در جوامع درحال‌توسعه به سهولت و به‌طور مؤثر بتواند بر آن تکیه کند اندک است. (تاس اس مکلئود، 1381) با توجه به اذعان فوق و با در نظر گرفتن مسائل جامعه به نظر می‌رسد تمام اندیشمندان و نخبگان کشور با هر سلیقه‌ی سیاسی و ذائقه‌ی فکری باید در اندیشه‌ی استفاده از تجربیات شخصی خود در جهت توسعه واقعی و درونی کشور با تکیه‌بر دارایی‌ها و توانمندی‌های جامعه باشند. مطالب ذیل، کوششی است جهت معرفی صنایع خلاق به‌عنوان نیرویی که می‌تواند در مسیر تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی مفید و موثر واقع شود.
      به گزارش کمیسیون اقتصاد کلان در سال 1391، در ایران به‌ویژه از زمان پایان جنگ، الگوهای نئولیبرالی برای توسعه کشور انتخاب شد و به‌جای تمرکز بر تولید، توجه به سمت خدمات سوق پیدا کرد و اگر تولیدی هم صورت گرفت به دلیل نداشتن تصویر بلندمدت و در نظر نگرفتن مفهوم واقعی رقابت، به‌اندازه‌ی واحدهای تولیدی، تکراری و زائد و با فناوری پایین و بدون توجه به مزیت رقابتی کشور ایجاد گردید که به نظر می‌رسد رسیدن به‌ مقیاس بالا برای اکثر آن‌ها غیرممکن باشد و توانایی رقابت بین‌المللی نیز نخواهند داشت. وضعیت فوق گویای ناکارآمدی پارادایم فکری سنتی بر اندیشه‌های اقتصادی سیاست‌گذاران ما می باشد.
      تفکر خلاق و شکل‌گیری اقتصاد خلاق بر پایه سرمایه اجتماعی و فرهنگی موجود در کشور می‌تواند به‌عنوان بخشی از برنامه‌ریزی توسعه پایدار متناسب با فضای کشور قلمداد شود. با در نظر گرفتن قوانین حاکم بر جوامع و الگوهای فرهنگی موجود، سیاست‌گذاری در این بخش مستلزم آشنایی و شناخت است. ازاین‌رو شناخت اصول حاکم بر اقتصاد رفتاری و رویکردهای آن، دریچه‌ای جدید بر نحوه سیاست‌گذاری‌ها چه از طرف عرضه و تقاضا و چه از طرف دولت برای فراهم آوردن این بستر در راستای تحول اقتصاد خلاق در سایه‌ی اقتصاد مقاومتی معرفی می‌کند.


      اقتصاد خلاق در راستای اقتصاد مقاومتی
      در چند سال اخیر و با شدت یافتن تحریم‌ها، واژه جدید "اقتصاد مقاومتی" به ادبیات اقتصادی کشور اضافه و به فراخور حال‌وروز اقتصاد کشورمان موردبحث قرارگرفته است. این واژه اولین بار در دیدار کارآفرینان با مقام معظم رهبری در شهریور سال 1389 مطرح گردید. در همین دیدار، مقام معظم رهبری "اقتصاد مقاومتی" را معنا و مفهومی از کارآفرینی معرفی و برای نیاز اساسی کشور به کارآفرینی نیز دو دلیل "فشار اقتصادی دشمنان" و "آمادگی کشور برای جهش" را برشمردند. اقتصاد مقاومتی یک نظام اقتصادی است که هماهنگ باسیاست‌های کلان سیاسی و امنیتی کشور و برای مقاومت در برابر اقدامات تخریبی شکل می‌گیرد تا بتواند در برابر ضربات اقتصادیِ تحریم‌های گوناگونِ اقتصادی مقاومت کرده و توسعه و پیشرفت خود را محقق سازد و روند رو به رشد همه‌جانبه خود را در ابعاد ملی، منطقه‌ای و جهانی حفظ نماید. منظور از اقتصاد مقاومتی واقعی، اقتصاد مقاومتی فعال و پویاست و نه یک اقتصاد منفعل و بسته به‌حالتی است که کشور ضمن مقاومت در مقابل موانع و ناملایمات مسیر خود، روند پیشرفت پایدار خود را حفظ کند. برای مفهوم اقتصاد مقاومتی تعاریف متفاوتی ارائه‌شده که هرکدام از جنبه‌ای به این موضوع نگاه کرده‌اند. در این میان به تعریف رهبر انقلاب اشاره می‌کنیم. ایشان در دیدار با دانشجویان فرمودند: "اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادی که در شرایط فشار، در شرایط تحریم، در شرایط دشمنی‌ها و خصومت‌های شدید می‌تواند تعیین‌کننده رشد و شکوفایی کشور باشد."

      ابعاد اقتصاد مقاومتی:
      اقتصاد مقاومتی را می‌توان چهار گونه برشمرد که با ترکیبی از آن‌ها می‌توان در داخل برای پروژه‌های ملی استفاده کرد:
      • اقتصاد موازی
      • اقتصاد ترمیمی
      • اقتصاد دفاعی
      • اقتصاد الگو

      اقتصاد موازی: در تعریف اقتصاد موازی باید گفت، آنچه تاکنون در کشوری به ثمر نشسته و نتایج مثبتی به بار آورده است، روند آن متوقف یا کند نشود. برای مثال چنانچه راه‌اندازی پژوهشکده‌ای خاص در حوزه علوم پزشکی، نتایج علمی چشمگیری به بار آورده است، در حوزه‌های دیگر هم از توان علمی این پژوهشکده‌ها بهره‌برداری شود.

      اقتصاد ترمیمی: به دنبال مستحکم سازی و آسیب‌شناسی زیرساخت‌های اقتصادی یک کشور است تا با شناخت خلأها، مقاوم‌سازی انجام داده و درواقع نواقص را ترمیم کند؛ یعنی اگر یک سیاست مالی پاسخگوی شرایط کشور نبود، به‌جای کنارگذاری آن سیاست، خلل‌هایی که مانع از اجرای صحیح آن سیاست شده است، بازشناسی شود. این نوع اقتصاد مقاومتی، نگاهی به مسیر طی شده می‌اندازد، نگاهی به گذشته و تعریف مسیری جدید برای حرکت.

      اقتصاد دفاعی: بررسی می‌کند که دشمنان در عرصه بین‌المللی از چه راهکارها و با چه هدفی برای براندازی سیستم اقتصادی یک کشور استفاده می‌کنند. این استراتژی، ضربه‌هایی را که از محیط خارجی به یک کشور وارد می‌شود، شناسایی و بررسی می‌کند. به عنوان مثال بررسی صادرات کشور و تشخیص سمت و سو و اهداف تحریم صورت گرفته علیه اقتصاد آن به منظور اتخاذ پدافندهای لازم.

      اقتصاد الگو: برخلاف سه روش قبلی که پدافندی و کوتاه‌مدت بودند، روشی کلان و نسبتاً بلندمدت و ایجابی دارد و به ‌نظام جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یک تمدن اسلامی و ایرانی نگاه می‌کند و اساساً می‌بایست در وهله اول، به‌عنوان الگوی کشورهای اسلامی و در وهله دوم به‌عنوان الگوی کشورهای درحال‌توسعه مدنظر قرار بگیرد. (بابک دهقان پور و همکاران، 1394)

      ازآنجا که الگوی اقتصاد مقاومتی، راهبردی مهم در همه شرایط و به‌خصوص در شرایط مقابله با تحریم‌های اقتصادی است، در این اقتصاد جهت مقابله با تهدیدها و فشارهای سیاسی و اقتصادی به‌طور عمده بر تولیدات داخلی یک کشور تأکید می‌شود. از سوی دیگر، بسیاری از محققان اقتصادی بر این باورند، از مهم‌ترین مشکلات بسیاری از کشورهای درحال‌توسعه، تک‌محصولی بودن و وابستگی اقتصاد آن‌ها به صادرات مواد خام اولیه و به‌خصوص نفت است.
      "روحیه‌ی جهادی"، "استحکام معنویت در جامعه"، "پرهیز از توجه اجتماعی به مسائل حاشیه‌ای"، "اتحاد و انسجام ملی" و "پرهیز از نگاه شعاری به مفهوم اقتصاد مقاومتی"، پنج زمینه‌ی لازم جهت موفقیت اقتصاد مقاومتی است. (جبل عاملی، 1391)

      سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی:
      1- تأمین شرایط و فعال‌سازی کلیه امکانات و منابع مالی و سرمایه‌های انسانی و علمی کشور به‌منظور توسعه کارآفرینی و به حداکثر رساندن مشارکت آحاد جامعه در فعالیت‌های اقتصادی با تسهیل و تشویق همکاری‌های جمعی و تأکید بر ارتقاء درآمد و نقش طبقات کم‌درآمد و متوسط.

      2- پیشتازی اقتصاد دانش‌بنیان، پیاده‌سازی و اجرای نقشه جامع علمی کشور و ساماندهی نظام ملی نوآوری به‌منظور ارتقاء جایگاه جهانی کشور و افزایش سهم تولید و صادرات محصولات و خدمات دانش‌بنیان و دستیابی به رتبه اول اقتصاد دانش‌بنیان در منطقه.

      3- محور قرار دادن رشد بهره‌وری در اقتصاد با تقویت عوامل تولید، توانمندسازی نیروی کار، تقویتِ رقابت‌پذیری اقتصاد، ایجاد بستر رقابت بین مناطق و استان‌ها و به‌کارگیری ظرفیت و قابلیت‌های متنوع در جغرافیا و مزیت‌های مناطق کشور.

      4- استفاده از ظرفیت اجرای هدفمند‌سازی یارانه‌ها در جهت افزایش تولید، اشتغال و بهره‌‌وری، کاهش شدت انرژی و ارتقاء شاخص‌های عدالت اجتماعی.

      5- سهم بری عادلانه عوامل در زنجیره تولید تا مصرف متناسب با نقش آن‌ها در ایجاد ارزش، به‌ویژه با افزایش سهم سرمایه انسانی از طریق ارتقاء آموزش، مهارت، خلاقیت، کارآفرینی و تجربه.

      6- افزایش تولید داخلی نهاده‌ها و کالاهای اساسی (به‌ویژه در اقلام وارداتی) و اولویت دادن به تولید محصولات و خدمات راهبردی و ایجاد تنوع در مبادی تأمین کالاهای وارداتی باهدف کاهش وابستگی به کشورهای محدود و خاص.

      7- تأمین امنیت غذا و درمان و ایجاد ذخایر راهبردی با تأکید بر افزایش کمی و کیفی تولید (مواد اولیه و کالا)

      8- مدیریت مصرف با تأکید بر اجرای سیاست‌های کلی اصلاح الگوی مصرف و ترویج مصرف کالاهای داخلی همراه با برنامه‌ریزی برای ارتقاء کیفیت و رقابت‌پذیری در تولید.

      9- اصلاح و تقویت همه‌جانبه نظام مالی کشور باهدف پاسخگویی به نیازهای اقتصاد ملی، ایجاد ثبات در اقتصاد ملی و پیشگامی در تقویت بخش واقعی.

      10- حمایت همه‌جانبه هدفمند از صادرات کالاها و خدمات به‌تناسب ارزش‌افزوده و با خالص ارزآوری مثبت از طریق:
      *تسهیل مقررات و گسترش مشوق‌های لازم.
      *گسترش خدمات تجارت خارجی و ترانزیت و زیرساخت‌های موردنیاز.
      *تشویق سرمایه‌گذاری خارجی برای صادرات.
      *برنامه‌ریزی تولید ملی متناسب با نیازهای صادراتی، شکل‌دهی بازارهای جدید و تنوع‌بخشی پیوندهای اقتصادی با کشورها به‌ویژه با کشورهای منطقه.
      *استفاده از سازوکار مبادلات تهاتری برای تسهیل مبادلات در صورت نیاز.
      *ایجاد ثبات رویه و مقررات در مورد صادرات باهدف گسترش پایدار سهم ایران در بازارهای هدف.

      11- توسعه حوزه عمل مناطق آزاد و ویژه اقتصادی کشور به منظور انتقال فناوری های پیشرفته، گسترش و تسهیل تولید، صادرات کالا و خدمات و تامین نیازهای ضروری و منابع مالی از خارج.

      12- افزایش قدرت مقاومت و کاهش آسیب‌پذیری اقتصاد کشور از طریق:
      *توسعه پیوندهای راهبردی و گسترش همکاری و مشارکت با کشورهای منطقه و جهان به‌ویژه همسایگان.
      *استفاده از دیپلماسی در جهت حمایت از هدف‌های اقتصادی.
      *استفاده از ظرفیت‌های سازمان‌های بین‌المللی و منطقه‌ای.

      13- مقابله با ضربه‌پذیری درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز از طریق:
      *انتخاب مشتریان راهبردی.
      *ایجاد تنوع در روش‌های فروش.
      *مشارکت دادن بخش خصوصی درفروش.
      *افزایش صادرات گاز.
      *افزایش صادرات برق.
      *افزایش صادرات پتروشیمی.
      *افزایش صادرات فرآورده‌های نفتی.

      14- افزایش ذخایر راهبردی نفت و گاز کشور به‌منظور اثرگذاری در بازار جهانی نفت و گاز و تأکید بر حفظ و توسعه ظرفیت‌های تولید نفت و گاز، به‌ویژه در میادین مشترک.

      15- افزایش ارزش افزوده از طریق تکمیل زنجیره ارزش صنعت نفت و گاز، توسعه تولید کالاهای دارای بازدهی بهینه (براساس شاخص شدت مصرف انرژی) و بالا بردن صادرات برق، محصولات پتروشیمی و فرآورده های نفتی با تاکید بر برداشت صیانتی از منابع.

      16- صرفه‌جویی در هزینه‌های عمومی کشور با تأکید بر تحول اساسی در ساختارها، منطقی سازی اندازه دولت و حذف دستگاه‌های موازی و غیرضروری و هزینه‌های زائد.

      17- اصلاح نظام درآمدی دولت با افزایش سهم درآمدهای مالیاتی.

      18- افزایش سالانه سهم صندوق توسعه ملی از منابع حاصل از صادرات نفت و گاز تا قطع وابستگی بودجه به نفت.

      19- شفاف‌سازی اقتصاد و سالم‌سازی آن و جلوگیری از اقدامات، فعالیت‌ها و زمینه‌های فسادزا در حوزه‌های پولی، تجاری، ارزی و... .

      20- تقویت فرهنگ جهادی در ایجاد ارزش‌افزوده، تولید ثروت، بهره‌وری، کارآفرینی، سرمایه‌گذاری و اشتغال مولد و اعطای نشان اقتصاد مقاومتی به اشخاص دارای خدمات برجسته در این زمینه.

      21- تبیین ابعاد اقتصاد مقاومتی و گفتمان سازی آن به‌ویژه در محیط‌های علمی، آموزشی و رسانه‌ای و تبدیل آن به گفتمان فراگیر و رایج ملی.

      22- دولت مکلف است برای تحقق سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی با هماهنگ سازی و بسیج پویای همه امکانات کشور، اقدامات زیر را معمول دارد:
      * شناسایی و بکارگیری ظرفیت های علمی، فنی و اقتصادی برای دسترسی به توان آفندی و اقدامات مناسب.
      * رصد برنامه های تحریم و افزایش هزینه برای دشمن.
      * مدیریت مخاطرات اقتصادی از طریق تهیه طرح های واکنش هوشمند، فعال، سریع و به هنگام در برابر مخاطرات و اختلال های داخلی و خارجی.


      23- شفاف و روان‌سازی نظام توزیع و قیمت‌گذاری و روزآمدسازی شیوه‌های نظارت بر بازار.
      24- افزایش پوشش استاندارد برای کلیه محصولات داخلی و ترویج آن.


      با توجه به مطالب فوق و با در نظر داشتن مزایای صنایع خلاق در کشور در ادامه به ویژگی‌های این صنایع در راستای تحقق اقتصادی مقاومتی و پویا پرداخته خواهد شد.
      صنایع خلاق، صنایعی است که اساس آن‌ها مبتنی بر خلاقیت فردی، مهارت و استعدادی است که پتانسیل بازآفرینی و به‌کارگیری مالکیت فکری را داراست.([1] DCMS) طبق تعریفی که سازمان تجارت و توسعه ملل متحد[2] از صنایع خلاق ارائه داده این صنایع دارای ویژگی‌های ذیل است: 1. شامل چرخه‌هایی از ابداع، تولید و توزیع کالاها و خدماتی می‌شود که خلاقیت و سرمایه فکری را به‌عنوان ماده خام به کار می‌گیرند. 2. مجموعه‌ای از فعالیت‌های دانش‌بنیان، متمرکز بر هنر اما نه محدود به آن‌که پتانسیل درآمدزایی از دادوستد و حقوق مالکیت معنوی دارند را در برمی‌گیرد. 3. متشکل از محصولات مادی و ملموس و غیرمادی و ناملموس یا خدمات هنری با محتوای خلاق، ارزش اقتصادی و اهداف بازاری است. 4. در تقاطع میان صنعتگر، خدمات و بخش‌های صنعتی قرار دارند و در تجارت جهانی یک بخش پویای جدید به وجود می‌آورند.
      طبق این تعریف قلمروی صنایع خلاق به چهار دسته تقسیم می‌شود: 1.میراث 2. انواع هنر 3. رسانه‌ها 4. آفرینش‌های کارکردی.

      1. میراث: میراث فرهنگی به‌عنوان منشأ همه انواع هنر، مظهر صنایع فرهنگی و خلاق شناخته می‌شود. میراث نقطه آغاز این طبقه‌بندی است. این میراث است که جنبه‌های فرهنگی را از دیدگاه تاریخی، مردم شناختی، قومی، زیبایی‌شناختی و جامعه‌شناختی به هم پیوند می‌زند، بر خلاقیت تأثیر می‌گذارد و منشأ شماری از کالاها و خدمات و همچنین فعالیت‌های فرهنگی است. مفهوم دانش سنتی و تجلیات فرهنگی نهفته در هنرها و صنایع‌دستی و همچنین در فرهنگ‌ عامه و جشن‌های سنتی به میراث مربوط می‌شود؛ بنابراین این گروه خود شامل دو زیرگروه است: 1. تجلیات فرهنگی سنتی: هنرها و صنایع‌دستی، اعیاد و جشن‌های قومی و ملی و آیینی 2. مکان‌های فرهنگی: مکان‌های باستانی، موزه‌ها، کتابخانه‌ها، نمایشگاه‌ها و ...

      2. انواع هنر: این گروه شامل صنایع خلاقِ تماماً مبتنی بر هنر و فرهنگ است. دو زیرگروه عمده این بخش یکی شامل هنرهای تجسمی ( نقاشی، مجسمه‌سازی، عکاسی و...) و دیگری هنرهای نمایشی (تئاتر، موسیقی زنده، اپرا و ...)

      3. رسانه‌ها: این گروه نیز شامل دو زیرگروه است که کارکرد آن‌ها تولید محتوای خلاق باهدف برقراری ارتباط با مخاطبان انبوه است. زیرگروه‌های این بخش نیز یکی فعالیت‌های سمعی-بصری مانند فیلم، تلویزیون و رادیو و ... و دیگری رسانه‌های چاپی و نشریات (کتاب و مطبوعات و ... ) است.

      4. آفرینش‌های کارکردی: این گروه شامل صنایع عموماً تقاضامحور برای آفرینش کالاها و خدمات با اهداف کارکردی است و به سه زیرگروه عمده تقسیم می‌شود: 1. طراحی شامل طراحی‌های داخلی، گرافیک، مد، جواهرآلات و اسباب‌بازی‌ها و ... 2. رسانه‌های جدید: نرم‌افزار، بازی‌های ویدیویی، محتواهای دیجیتالی و خلاق و 3. خدمات خلاق نظیر: معماری، تبلیغات، پژوهش‌ها و تحقیقات خلاق (آنکتاد، 2008).


      جدول (1): طبقه‌بندی صنایع خلاق ازنظر سازمان تجارت و توسعه ملل متحد

      منبع: آنکتاد، 2008

      مزایا و ویژگی‌های صنایع خلاق:
      صنایع خلاق، مؤلفه‌های مهم اقتصادهای دانش‌بنیان شده‌اند و در موارد قابل‌اندازه‌گیری مثلاً در زمینه‌های رشد و ایجاد اشتغال، سهمی بالاتر از متوسط را به خود اختصاص داده‌اند. آن‌ها همچنین وسایل انتقال هویت فرهنگی هستند که نقش مهمی در رونق بخشی به تنوع فرهنگی بازی می‌کند. طی دهه گذشته، تعدادی از دولت‌ها در سرتاسر جهان به اهمیت صنایع خلاق پی برده و تدوین سیاست‌هایی برای ترویج آن‌ها را آغاز کرده‌اند (مجمع آینده شمال[3]، 2014). بخش‌های فرهنگی و خلاق که در تقاطع بین هنر، کسب‌وکار و فناوری قرار دارند، از جایگاهی راهبردی برای کلید زدن اثر سرریز به سایر صنایع برخوردار هستند. آن‌ها با تأمین محتوای برنامه‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات، برای دستگاه‌های الکترونیکی و مخابراتی مصرف‌کنندگان، تقاضا ایجاد می‌کنند. فرهنگ و خلاقیت همچنین بر بخش‌هایی نظیر گردشگری نیز اثر مستقیم دارند و در تمامی مراحل زنجیره‌ی ارزش سایر بخش‌ها، گنجانده‌شده‌اند (کمیسیون اروپا[4]، 2012 ). در ادامه، اهمیت و ضرورت توجه به بخش خلاق اقتصاد، در قالب مزایای اقتصادی، زیست‌محیطی، اجتماعی و فرهنگی آورده می‌شود.

      1) مزیت‌های اقتصادی:
      الف. اشتغال‌زایی بالا و ارزان:
      سرمایه‌گذاری در صنایع خلاق طبق مطالعات انجام‌شده، دو تا سه برابر صنایع سنتی ایجاد شغل می‌کند. این چیزی نیست که بتوان از آن چشم‌پوشی کرد. همچنین پژوهش‌ها نشان می‌دهد بین سال‌های 2008 تا 2011 صنایع خلاق در دوران رکود اقتصادی، در مقایسه با سایر بخش‌های اقتصاد اتحادیه اروپا به‌طورکلی، انعطاف‌پذیری بیشتری داشتند و درصد بالاتری از افراد جوان را استخدام کردند. لازم به ذکر است که 3.3 درصد از جمعیت فعال اتحادیه اروپا در استخدام صنایع خلاق هستند و این بدان معناست که بخش خلاق پس از بخش ساختمان و خدمات غذا و مشروبات، سومین بخش بزرگ ازلحاظ استخدام به شمار می‌رود (مجمع آینده شمالی، 2014).

      ب. رشد اقتصادی بالا:
      در بسیاری از مناطق، بخش خلاق به‌سرعت در حال رشد است و از حیث رشد در کسب‌وکارهای جدید، گردش مالی و اشتغال، عملکرد بهتری نسبت به بخش‌های سنتی‌تر اقتصاد دارد (مجمع آینده شمالی، 2014). بر پایه مطالعات، نرخ رشد سالانه اقتصادی صنایع خلاقِ فرهنگی دو برابر بخش خدمات و چهار برابر بخش صنایع سنتی است. در سال 2005 ارزش اقتصادی کل تولیدات دنیا بالغ‌بر 43583 میلیارد دلار تخمین زده‌شده بود که سهم اقتصاد خلاق از آن 2907 میلیارد دلار بوده است، این به معنای سهم 6 درصدی این بخش از کل اقتصاد بوده که بسیار هم قابل‌توجه است؛ اما نکته بسیار جالب مربوط به آمار سال 2014 است که کل تولیدات دنیا به ارزشی معادل 78500 میلیارد دلار رسیده و سهم اقتصاد خلاق 8200 میلیارد دلار است که این یعنی 11 درصد از کل اقتصاد. این اعداد وضعیت روشنی از رشد سریع صنایع خلاق در جهان امروز را نشان می‌دهد و اهمیت این صنعت را به‌خوبی بیان می‌کند.

      پ. کمک به مبارزه با فقر و بی‌عدالتی:
      هر راهبردی که از فرهنگ به‌عنوان اهرم توسعه اقتصادی و توانمندسازی مردم استفاده کند، از این ظرفیت برخوردار است که اعتماد همه‌ی اعضای جامعه را بدون توجه به شأن اجتماعی و اقتصادی آن‌ها به خود جلب کند. برخلاف صنایع سنتی و بزرگ‌مقیاس که مبتنی بر تأسیس بنگاه‌های صنعتی بزرگ هستند صنایع خلاق عموماً از بنگاه‌های کوچک و خانوادگی تشکیل می‌شوند که نیاز به سرمایه‌گذاری‌های گسترده ندارند و با شیوه کار در جوامع درحال‌توسعه کاملاً هماهنگ‌اند و ازاین‌رو فرصتی مهم برای این جوامع جهت برقراری عدالت و کاهش فقر به شمار می‌روند.


      2) مزیت‌های زیست‌محیطی:
      سبز بودن: به دلیل سبز بودن و عدم آلایندگی، خوشه‌های صنایع خلاق و فرهنگی را اغلب می‌توان در درون بافت‌های شهری برپا کرد. این امر صرفه‌جویی‌های زیرساختی فراوانی به همراه دارد، ضمن آنکه از گسترش بی‌رویه شهرها جلوگیری می‌کند و برخلاف اغلب صنایع سخت، تهدیدی برای محیط‌زیست به شمار نمی‌رود.


      3) مزیت‌های اجتماعی:
      الف. برابری جنسیتی:
      سهم زنان از اشتغال در بخش صنایع‌دستی و مد بسیار بالاست و این امر نقش یک کاتالیزور را در افزایش توازن جنسیتی در اشتغال جوامع و به‌خصوص در میان کشورهای درحال‌توسعه ایفا می‌کند.

      ب. بالا بودن کیفیت اشتغال:
      طبق آمارگیری‌هایی که در ایالات‌متحده صورت گرفته افرادی که دریکی از زیرگروه‌های صنایع خلاق شاغل می‌شوند رضایت شغلی بالاتری نسبت به شاغلین دیگر بخش‌ها دارند.

      پ. انسجام اجتماعی:
      رشد صنایع خلاق می‌تواند به انسجام اجتماعی کمک کند و به‌عنوان مانعی در مقابل کشمکش‌های اجتماعی ظاهر شود مثلاً فعالیت‌ها درزمینهٔ جشنواره‌های ملی و آیینی در برخی مناطق دنیا.

      ت. ارتباط با نظام آموزشی:
      مدارس اغلب نقش و اهمیت هنر و خلاقیت را در شکل‌گیری رفتارهای اجتماعی کودک می‌شناسند و بر آن آگاه‌اند. از دیدگاه یادگیری مادام‌العمر باید گفت مهارت و صلاحیت‌های خلاقانه می‌توانند برای پاسخگویی به تغییرات نیازمندی‌های بازار کار مؤثر باشند.

      ث. بهبود شرایط اجتماعی جوانان:
      یکی از کاربردهای صنایع خلاق پر کردن خلأ زمانی و اوقات فراغت افراد است. باهدف قرار دادن جوانان به‌عنوان قشر اصلی متقاضیان صنایع خلاق می‌توان به‌سلامت جامعه و بالا بردن عزت‌نفس افراد و بهبود شرایط اجتماعی کمک کرد.

      ج. تحرک و پویایی جامعه:
      توسعه صنایع خلاق و فرهنگ استفاده از محصولات خلاق به همراه خود، افزایش استفاده از فناوری‌های نوین و همچنین ایجاد روحیه نوآوری و تحرک در جامعه را در پی دارد. دیدگاه‌های اخیر اندیشمندان حوزه‌ی اقتصاد خلاق بر این نکته تأکید دارند که صنایع خلاق و فرهنگی نه‌تنها سبب رشد صنایع خلاق اقتصاد بلکه ضامن رشد و نوآوری در سایر بخش‌های اقتصاد نیز هست. رشد خلاقیت عامل مهم در برانگیختگی ایده‌های نوآور و پیشرو در جامعه است. در نتیجه به اقتصاد خلاق نه‌تنها به‌عنوان بخشی از اقتصاد بلکه به‌عنوان یک سیستم تسهیل‌کننده نوآوری و تحول در کل اقتصاد باید نگریست. صنایعی که با پرورش تمایلات و ذائقه‌های اجتماعی سبب تحریک خلاقیت و نوآوری در جامعه و ظهور قشری می‌گردند که به آن "قشر خلاق" گفته می‌شود و ضامن توسعه‌ای پایدار و بین نسلی در جوامع است.


      4) مزیت‌های فرهنگی - هنری:
      الف. توسعه فرهنگی پایدار:
      یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های صنایع خلاق، پتانسیل آن‌ها در پیوند زدن توسعه اقتصادی با توسعه فرهنگی به‌گونه‌ای است که نه‌تنها دستاوردهای اقتصادی پایدار به وجود آورد، بلکه از طریق انگیزش خلاقیت و تعهد، افزایش آگاهی فرهنگی و تنوع فرهنگی و حمایت از تنوع فرهنگی، نتایج فرهنگی مهمی را نیز به ارمغان آورد. حفظ سرمایه فرهنگی ملموس و ناملموس برای نسل‌های آینده و همچنین تقویت پتانسیل‌های فرهنگی جامعه از مصادیق توسعه پایدار است.
      ب. مباحث زیبایی‌شناسی و حظ هنری:
      در این مورد بر ارزش هنری ایجادشده در اثر گسترش صنایع خلاق و به‌تبع آن صنایع فرهنگی تأکید می‌گردد. اگر بتوان ذائقه مردم را به بروز خلاقیت تحریک کرد و همگام با آن شرایط خلق هنری در جامعه را بهبود بخشید آن هنگام باید منتظر ظهور آثار و اندیشه‌های هنری در جامعه و توسط جامعه بود. در کنار این هر اقدامی جهت افزایش ذخیره هنری جامعه به افزایش ذخیره زیبایی برای آن جامعه و محافل هنری می‌انجامد.

      پ. هویت بخشی و اقتدار ملی:
      فرهنگ و هنر هر جامعه رکن اول هویت و شناسه‌ی اصلی هر جامعه به‌حساب می‌آید. یک ملت در جهان امروز آمال و اهداف خود را با شیوه‌ای بهتر از هنر و فرهنگ نمی‌تواند معرفی کند و ابزار این معرفی رسانه است. اگر ملتی در این مهم کوتاهی ورزد باید منتظر پذیرش همه‌جانبه فرهنگ دیگران باشد.

      ت. نقش اطلاعاتی و آگاهی بخشی:
      امروزه رسانه‌ها و وسایل ارتباط‌جمعی اصلی‌ترین نقش را در توزیع اخبار و ارتباطات در جامعه ایفا می‌کنند. البته در کنار این به نقش آگاهی بخشی انواع هنر از طرق مختلف ازجمله معنای نمادین نیز می‌توان اشاره کرد. (بیدرام، 1394)


      تأثیر صنایع خلاق بر تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی:
      حال که پیرامون مفهوم و ویژگی‌های صنایع خلاق توضیحات کافی آورده شد بار دیگر به مسئله‌ی پیش رو و سیاست‌های اقتصاد مقاومتی اشاره می‌شود. از مهم‌ترین اصول اقتصاد مقاومتی توجه به صنایع بومی و تولیدات داخلی با در نظر گرفتن مزیت‌های رقابتی کشور است. ویژگی‌ها و پتانسیل‌های فرهنگی-هنری ایران در کنار سرمایه‌ها و میراث متنوع اجتماعی کشور امکان به دست آوردن مزیت در بخش عمده‌ای از صنایع خلاق را فراهم می‌سازد. این امر مورد اذعان نهادهای بین‌المللی نیز بوده است. ضمن اینکه مواد اولیه‌ی تولید اکثر قریب به‌اتفاق صنایع خلاق، بومی و بی‌نیاز از واردات است. نکته‌ی قابل‌توجه در این مسئله مزیت نسبی و حتی مطلق مناطق روستایی کشور در تولید بخشی از صنایع خلاق نظیر صنایع‌دستی است. این بخش آسیب‌پذیر اقتصاد که امروزه به دلیل خشک‌سالی، منبع اصلی درآمدی خود یعنی کشاورزی را درخطر می‌بینند، می‌توانند با ساماندهی بهتر و تمرکز و بازاریابی مناسب به تولید محصولات متنوع صنایع‌دستی بپردازند و از این طریق مشکلات خود را کاهش دهند. صنایع‌دستی‌ای که در کشورهایی نظیر هند سهم قابل‌توجهی از اشتغال را به خود اختصاص داده است. ذکر این نکته ضروری است که توانمندی در تولید صنایع‌دستی از قضا در مناطقی از کشور که بیشتر درگیر خشک‌سالی هستند (اصفهان، یزد، کرمان، سیستان و ...) بیشتر است و شاید بتوان با معرفی مشاغلی جایگزین نظیر آنچه گفته شد آثار شوم خشک‌سالی (بیکاری، مهاجرت، اعتیاد، ناامنی و ...) را کاهش داد.

      توجه به مسئله‌ی اشتغال از اولویت‌های اقتصاد مقاومتی است و همواره از دغدغه‌های اصلی نظریه‌پردازان این تئوری است. همان‌طور که گفته شد "اشتغال‌زایی بالا و ارزان" از ویژگی‌های اصلی صنایع خلاق است. عدم نیاز به سرمایه‌گذاری کلان، خانواده بنیان بودن بسیاری از بنگاه‌های تولیدی صنایع خلاق و همچنین رشد اقتصادی بالای این صنایع همه و همه از مزیت‌های سازگار این صنایع با اهداف اقتصاد مقاومتی درزمینهٔ اشتغال است.
      مورد دیگری که در گفتمان اقتصاد مقاومتی مطرح است. توجه ویژه به بخش فرهنگ و مقاوم‌سازی فرهنگی جامعه در مقابل تهاجم است. طبق مطالبی که پیشتر آورده شد بدنه‌ی اصلی صنایع خلاق را صنایع فرهنگی و هنری تشکیل می‌دهند. توجه به این صنایع و توانمندسازی این بخش از اقتصاد به معنای نیرومند کردن بازوهای فرهنگی جامعه و تقویت هویت فرهنگی است. چنانچه بتوان با آسیب‌شناسی جنبه‌های تجاری صنایع خلاق به جریان ثروت در شریان‌های اقتصادی این بخش از صنعت کمک کرد در واقع منجر به کاهش نیاز جامعه به محتواهای فرهنگی-هنری خارجی شده‌ایم. بنگاه‌های فعال در بخش صنایع خلاق به دلیل کوچک بودن توانمندی فعالیت‌هایی نظیر شناسایی قواعد و رفتارهای بازار، ساماندهی مالی، گسترش صادرات و تشخیص بازار هدف و ... را ندارند ولی می‌توان با راه‌اندازی مراکز توسعه کسب‌وکار در این زمینه به این بنگاه‌ها کمک کرد تا بتوانند ازلحاظ اقتصادی به سودآوری مناسبی دست یابند و بدین ترتیب هم به اهدافی نظیر اشتغال‌زایی و ارزآوری دست‌یافت و هم با تقویت این بخش، گستره فرهنگی جمهوری اسلامی ایران را در منطقه افزایش داد و غنی‌تر کرد و درواقع رو به روی تهاجم فرهنگی و ورود بی‌رویه‌ی محتوای فرهنگی-هنری خارجی ایستادگی کرد. در کنار این، با توجه به مخاطب محصولات خلاق که اکثراً جوانان هستند می‌توان شور و نشاط و تکاپوی فرهنگی را در میان ایشان افزایش داد و با اعتماد به این بخش و با تقویت بازوان فرهنگی جامعه روحیه‌ی جهادی نوین و شفافیتی به روز که از اهداف اقتصاد مقاومتی است را مطابق با روحیات نسل جدید به جامعه هدیه داد.


      اقتصاد رفتاری:
      اقتصاد رفتاری رشته‌ای است که با به‌کارگیری ابزارهای مورداستفاده در فضای روان‌شناسی٬ فاکتورهای مربوط به احساسات و اجتماع را در تحلیل و فهم بازارها و عوامل اقتصادی به کار می‌گیرد. هسته اصلی اقتصاد رفتاری مبتنی بر این رویکرد است که با داشتن دیدی روان‌شناسانه به انسان، فروضی که اقتصاددان در مورد انسان در نظر می‌گیرد بسی واقعی‌تر از فروض کلاسیک اقتصادی است که تنها مبتنی بر انسان عقلایی بیشینه‌سازی سود است. باوجود فروض واقعی‌تر از انسان، تحلیل‌ها و پیش‌بینی‌های اقتصادی بهتر شده و درنتیجه سیاست‌گذاری‌های بهتری نیز می‌توان انجام داد.(وبت، ۲۰۱۱)
      اقتصاد رفتاری بر این موضوع تأکید دارد که برخلاف آنچه در جریان فکری نئوکلاسیک مطرح است، افراد تنها واحدهای بیشینه کننده سود نمی باشند و جز سود بیشتر تحت تأثیر محرک‌های دیگر همچون احساسات و خطاهای شناختی نیز می‌باشند، به‌عبارت‌دیگر آن‌ها انسان عادی (Human)، هستند نه انسان اقتصادی (Econ).

      پیش‌فرض بنیادین «اقتصاد نئوکلاسیک»، به‌ویژه «نظریه انتخاب عقلایی»، این است که انسان‌ها ضمن برخورداری از «عقلانیت کامل» همواره درصدد بهینه‌سازی مطلوبیت خود («نظریه مطلوبیت مورد انتظار») هستند و خیر و صلاح خویش را بهتر از هر شخص دیگری می‌دانند. در اینجا «سازوکار بازار» («دست نامرئی» آدام اسمیت و «اصل بهینگی» ویلفردو پارتو) تنها راه «کارایی بازار» است و دولت جز در موارد «شکست بازار» و «اصل آسیب‌رسانی به دیگران» حق دخالت و نقض آزادی شهروندان و مصرف‌کنندگان را ندارد، اما در مقابل اقتصاد رفتاری با بهره جستن از مفهوم عقلانیت محدود (Bounded Rationality)، بسیاری از نواقص جمعی ما در تصمیم‌گیری را تحلیل می کند و توضیح می دهد که چرا در بسیاری از موارد انسان‌ها تصمیماتی می‌گیرند که به نفعشان نیست. البته اقتصاد رفتاری تنها به تحلیل خطاهای شناختی و تصمیم‌گیری انسان‌ها به‌عنوان واحدهای اقتصادی بسنده نمی‌کند و راهکارهایی جهت تصحیح و بهبود تصمیم‌گیری‌ها در فرآیند سیاست‌گذاری ارائه می دهد که این محرک‌ها در ادبیات اقتصاد رفتاری تلنگر (Nudge)، نامیده می‌شوند. تلنگر در حقیقت با استفاده رهیافت میان‌رشته‌ای اقتصاد رفتاری سعی دارد تا با حفظ آزادی عملکرد ما، نقایص شناختی در تصمیماتمان را تصحیح کرده به نتیجه بهینه اجتماعی دست یابد. (کانمن، ۲۰۰۳)

      ساختار شناختی و انگیزشی ذهن بشر از دو بخش مهم کارکردی تشکیل‌شده که بخش فراوانی از تعاملات و انتخاب‌های روزمره ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بخش اول به برنامه‌ریزی بلندمدت گرایش دارد و بخش دوم، لذت کوتاه‌مدت را مدنظر قرار می‌دهد. بخش اول تلاش دارد تا با انتخاب‌های عقلانی. میزان مطلوبیت و سود حاصل از عمل را در طول زمان حداکثر کند، در حالی کل بخش دوم نسبت به عواقب کار بی‌توجه است و مطلوبیت آنی را مدنظر قرار می‌دهد. این دو بخش به ترتیب، قسمت‌های برنامه‌ریز (Planners) و عملگر (Doers) نامیده می شوند. فرآیند تصمیم‌گیری روزانه ما تا حد زیادی وابسته به تعامل میان این بخش است و درمواردی که بخش عملگر بر بخش برنامه‌ریز غلبه یابد، لازم از است تا از تلنگر (Nudge) برای بهبود تصمیم‌گیری بهره ببریم.(تالر و سانستاین، ۲۰۰۸)

      اقتصاد رفتاری و صنایع خلاق:
      تعریف یونسکو از صنایع فرهنگی چنین است: صنایع فرهنگی آن صنایعی است که محصولات خلاقانه ملموس و ناملموس هنری تولید می‌کنند و دارای پتانسیل بازتولید درآمد و ثروت از طریق به‌کارگیری دارایی‌های فرهنگی و تولید کالاها و خدمات دانش‌پایه اعم از سنتی و معاصر هستند. ویژگی مشترک صنایع فرهنگی در این تعریف، بهره‌گیری از خلاقیت، دانش فرهنگی و مالکیت معنوی به‌منظور تولید محصولات و خدمات با محتوای اجتماعی و فرهنگی است (ملکی فر، 1393).
      توسعه و تکمیل حلقه‌های خلاق در شهر به شکل‌گیری اکوسیستم‌ها در صنایع مختلف منجر خواهد شد که عامل جذب افراد متخصص و سرریز ارزش‌افزوده حاصل از این بخش در شهر می‌شود. شهر خلاق با ترویج خلاقیت و ایجاد بسترهای قانونی مناسب برای استفاده از قوه تخیل در حوزه‌ها و سطوح مختلف، انباره‌ای از ایده‌ها مشتمل بر احتمالات و راه‌حل‌های بالقوه برای مسائل شهری ایجاد می‌شود.
      نقش دولت به‌عنوان نهادی بالادست در این میان بسیار بااهمیت است. نئوکلاسیکی‌‌ها، قائل به کمترین حضور دولت در اقتصاد بودند و صرفاً در مواقعی که بازار با شکست مواجه می‌شود دولت را مکلف به دخالت می‌دانند. درزمینهٔ صنایع خلاق و با توجه به ارزش‌افزوده فراوانی که امروزه از صنایع خلاق حاصل گردیده و بیشتر شهرها نیز سعی دارند تا با رشد و گسترش این صنایع عنوان شهر خلاق را کسب نمایند، رهیافت تلنگر می‌تواند نقشی اساسی در جهت نیل به این هدف بر عهده گیرد. با توجه به این امر که شهر خلاق بر اقتصاد فرهنگ مبتنی است و در پی آن است تا بهره‌گیری از مزایای مستقیم صنایع خلاق و همچنین سرریزهای مثبت آن، ارزش‌افزوده فراوانی تولید کند، ایجاد یک واحد سیاست‌گذاری بر اساس رهیافت تلنگر (Nudge Unit)، می‌تواند به بهبود چشمگیری درحرکت به سمت الگوی شهر خلاق منجر گردد.

      در بهره‌گیری از تلنگرها بایستی به‌دقت مواردی همچون فرهنگ شهری، سن و جنس گروه هدف موردتوجه شهرداری‌ها و دولت قرار گیرد. برای مثال برای تشویق ساکنان به بازیافت بیشتر و دفع زباله‌های کم، برخی شهرداری‌ها، اندازه سطل‌های زباله را که در میان خانواده‌ها توزیع‌شده است به نصف کاهش داده و شهروندان را به استفاده از سطل‌های بزرگ‌تر که برای بازیافت در نظر گرفته‌شده، هدایت می‌کند. در اینجا می‌توان گفت که کاهش سایز سطل‌های زباله معمولی و افزایش سایز سطل‌های بازیافت نوعی تلنگر است که شهروندان را به سمت بهبود سیستم بازیافت شهری هدایت می کند.(بوسکت، ۲۰۱۷)
      در مثالی دیگر شهر بوستون، به‌منظور بهبود ایمنی رانندگی، امن‌ترین راننده بوستون را تحت یک برنامه گوشی هوشمند معرفی می‌کند که بازخورد راننده را در مورد رانندگی بر اساس سرعت، شتاب، ترمز، چرخش و اختلال در تلفن ارائه می‌کند بر همین اساس این شهر جایزه‌های هفتگی را به بهترین راننده در تلاش برای ترویج اقدامات ایمن می‌دهد. این نیز نوع دیگری از تلنگر است به‌گونه‌ای که با توجه به این امر که گروه هدف در این سیاست تلنگری (Nudge Policy)، گروه سنی جوان می‌باشند که اکثر رانندگان بی‌احتیاط را تشکیل می‌دهند، بنابراین استفاده از برنامه هوشمند که موردتوجه بیشتر این گروه سنی است، توانسته به‌شدت آمار تصادفات رانندگی را بوستون کاهش دهد.(بوسکت، ۲۰۱۷)
      ازجمله معیارهای شهر خلاق طبق نظر ساساکی[5] فعالیت‌های شهروندان است، ایجاد یک واحد سیاست‌گذاری بر اساس اقتصاد رفتاری و مفهوم تلنگر جهت سوق دادن شهروندان به مشارکت بیشتر در فرایندهای تصمیم‌گیری شهری بهره جست. در زمینهٔ می‌توان به طراحی ساختارهایی درون مناطق مختلف شهری پرداخت که از طریق آن بتوان شهروندان را به سمت مشارکت بیشتر در سازمان‌های غیرانتفاعی متمایل ساخت.(ساساکی، ۲۰۱۰)
      هرچند تفکر خلاق همیشه یک فرایند بی‌عیب و نقص نیست و موانع می‌توانند توانایی افراد، گروه‌ها و شرکت‌ها را برای تدوین پیشنهاد‌های نوآورانه محدود کنند. بسیاری از متدولوژی‌ها برای افزایش توانایی‌های خلاقانه در شهرها پیشنهادشده است، اما کارایی آن‌ها معمولاً نیاز به سرمایه‌گذاری از منابع زیادی دارد. سیاست‌گذاری تلنگر (Nudge Policy)، به تبیین استراتژی‌های صرفه‌جویانه برای تحریک تفکر خلاق در مراحل اولیه توسعه شهری می‌پردازد. ازجمله این استراتژی‌ها تحریک افراد به پیوستن به فعالیت‌های داوطلبانه (اعم از هنری، فرهنگی، عام‌المنفعه و ...) که در طی این نوع فعالیت‌ها، گونه‌ای از حلقه‌های خلاق (Creative Cluster) شکل می گیرد و به بازتولید خلاقیت در شهر کمک می‌رساند.(نود، ۲۰۱۵)

      با اعمال رهیافت تلنگر، خلاقیت در شهر هم در سطح خرد و هم در سطح کلان به‌طور کارا گسترش می‌یابد. در حقیقت این نوع سیاست سبب می‌شود تا این دو خلاقیت در این دو سطح در جهت تقویت همدیگر عمل کنند. به‌بیان‌ دیگر دولت به این رهیافت کمک می‌کند تا زنجیره‌های خلاقیت درون شهر تقویت شود بدون اینکه مانعی برای ظهور خلاقیت افراد به‌تنهایی ایجاد کند. به‌طور مشابه، دولت ها و شهرداری‌ها، برای جلوگیری از تقلب و کاهش هزینه‌های شهری نیز از تلنگر استفاده کرده‌اند.
      به‌طور کلی باید گفت که سیاست تلنگر (Nudge Policy)، نوعی از سیاست هوشمندانه محسوب می شود به‌گونه‌ای که هزینه‌ها را کاهش می‌دهد و خلاقیت شهری را در فرآیندی پایین به بالا گسترش می‌دهد. نکته پراهمیت در این میان، این است که ایجاد یک واحد سیاست‌گذاری بر مبنای تلنگر از تضاد منافع فردی با تضاد منافع اجتماعی جهت دسترسی به ویژگی‌های شهر خلاق جلوگیری به عمل‌آورده و سبب می‌گردد تا افراد با پیگیری منافع شخصی جهت داده‌شده خود توسط این سیاست عملاً در جهت اهداف اجتماعی دیگر نیز قدم بردارند.

      درزمینهٔ تأثیرات ساختار اجتماعی بر تصمیم‌گیری افراد نیز بهره‌گیری از nudge policy می‌تواند بسیار سودمند باشد، به‌گونه‌ای که این نوع از سیاست‌گذاری با در نظر گرفتن تفاوت‌های فرهنگی فراوانی که در کلان‌شهری همانند تهران وجود دارد، با بهره‌گیری از تلنگرهای به‌جا و مناسب به تشویق خلاقیت در بخش‌های مختلف شهری اهتمام ورزد و همچنین با ایجاد این نوع ساختار شهری نوین زمینه ایجاد یک اقتصاد فرهنگی و خلاق در مناطق مختلف شهری و با توجه به دهک‌های درآمدی فراهم آورد. با کمک متخصصین علوم رفتاری، دولت‌ها با استفاده از سیاست تلنگر برای تشویق رفتارهای مطلوب‌تر در کلان‌شهرها زمینه‌های مختلف ازجمله تشویق خلاقیت و مراقبت‌های ایمنی رانندگی شروع به استفاده از این روش کرده‌اند. شاید بیشترین جذابیت برای دولت‌ها هزینه بهره‌وری است که اغلب با بهره گیری رهیافت رفتاری به‌طور چشم‌گیری کاهش می یابد. درنهایت می توان گفت که تلنگر اغلب نیاز به تنها چند ترفند ارزان است، اما می‌تواند ارزش فوق‌العاده‌ای را تولید کند.


      نتیجه‌گیری:
      با توجه به چارچوب و ابعاد اقتصاد مقاومتی، صنایع خلاق به‌عنوان تولیدی داخلی و غیر وابسته به مواد و محصولات وارداتی می‌تواند در راستای تقویت تولید داخلی نقش پررنگی داشته باشد. همچنین باوجود مزیت نسبی در این حوزه جمهوری اسلامی ایران می‌تواند در منطقه بر رقیب محسوب شود. از سوی دیگر با توجه به رویکرد فرهنگی صنایع خلاق، این به‌عنوان سنگر در برابر هجوم محصولات فرهنگی وارداتی عمل می‌کند که حائز اهمیت استراتژیک است.
      درزمینهٔ سیاست‌گذاری‌ها بر این حوزه، با توجه به روح حاکم بر صنایع خلاق که مبتنی بر حلقه‌های خلاق و همسو باارزش‌ها و الگوهای این جوامع است، دخالت مستقیم دولت به‌عنوان متصدی اثر مطلوبی نخواهد داشت.
      اقتصاد رفتاری با در نظر گرفتن قواعد حاکم بر چارچوب‌های اقتصادی هر جامعه که می‌تواند ریشه‌های سیاسی و اجتماعی داشته باشد، "سیاست‌گذاری تلنگر" را معرفی می‌کند که با در نظر گرفتن اهداف عالیه برای جامعه، افراد را به سمت فعالیت‌های سازنده سوق می‌دهد. این نگرش که مبتنی بر اقتصاد رفتاری شکل می‌گیرد، می‌تواند صنایع خلاق را به‌عنوان بخشی مهم از تحقق سند اقتصاد مقاومتی است، شکوفا کند و گامی مهم در راستای توسعه پایدار محسوب شود.


      پی نوشت:

      1- Department for Digital, Cultural, Media and Sport
      2- UNCTAD
      3- EYGM limitted
      4- European commission
      5- Sasaki

      کلمات کلیدی

      اقتصاد خلاق، صنایع خلاق، اقتصاد مقاومتی، اقتصاد رفتاری، Nudge Policy ، مرکز ملی فضای مجازی ، شورای عالی فضای مجازی ، پژوهشگاه مرکز ملی فضای مجازی

      منبع اصلی مقاله

      - تاس اس مک لئود، 1381، برنامه‌ریزی در ایران، ترجمه علی اعظم محمد بیگی، نشر نی ص 78
      - جبل عاملی، مجید، توسعه بخش کشاورزی گامی مؤثر در اقتصاد مقاومتی، نشریه اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی، مهر تا آذرماه 1391
      - دهقان پور، بابک، شفیعی، آزاده، محمدی، مهران، 1394، اقتصاد مقاومتی، مطالعه مروری ابعاد و ویژگی‌ها، ماهنامه اجتماعی، اقتصادی، علمی و فرهنگی، کار و جامعه آبان 1394
      - فصل‌نامه اقتصاد خلاق (1394، 1395)، مدیرمسئول: خلیل ارجمندی، غلامرضا، فصل‌نامه‌ی علمی تخصصی
      - یحیی‌آبادی، ابوالفضل، صمدی، سعید، جهان تیغ الهی، مصطفی، 1392، تحلیل نوسانات قیمت نفت بر کسری بودجه با رویکرد اقتصاد مقاومتی، اولین همایش الکترونیکی ملی چشم انداز اقتصاد ایران با رویکرد حمایت از تولید ملی، آذرماه 1392

      - UNCTAD (2008), creative economy, report
      - Do, W. B. E. T. T. (2011). Behavioral economics: Past, present, future. Advances in behavioral economics, 1.
      - Kahneman, D. (2003). A perspective on judgment and choice: mapping bounded rationality. American psychologist, 58(9), 697.
      - Thaler, R. H., & Sunstein, C. R. (2008). Nudge: Improving Decisions About Health, Wealth, and Happiness.
      - Bousquet, C. (2017, February 28). Ten Ways Cities are Nudging for Better, Healthier Citizens
      - Sasaki, M. (2010). Urban regeneration through cultural creativity and social inclusion: Rethinking creative city theory through a Japanese case study. Cities, 27, S3-S9.
      - Node, C. Nudging Innovation.


      منبع درج


      منابع


      نظر کاربران
      نام:
      پست الکترونیک:
      شرح نظر:
      کد امنیتی:
       
تمامی حقوق برای مرکز ملی فضای مجازی محفوظ است. هر گونه کپی‌برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.