• رباتیک ، هوش مصنوعی و تکامل ماهیت کار

      رباتیک ، هوش مصنوعی و تکامل ماهیت کار

      رباتیک ، هوش مصنوعی و تکامل ماهیت کار

      به گزارش روابط عمومی مرکز ملی فضای مجازی به نقل از springer ، "آیا بشر راه اسبها را در پیش می گیرد؟" این سوالی است که در مقاله تأمل برانگیز برینیولفسون و مک آفی (2015) و با اشاره به جایگزینی اسب ها با خودروها پرسیده می شود.

      "آیا بشر راه اسبها را در پیش می گیرد؟" این سوالی است که در مقاله تأمل برانگیز برینیولفسون و مک آفی (2015) و با اشاره به جایگزینی اسب ها با خودروها پرسیده می شود. نیروی کار انسانی عمدتا توسط ماشینهایی جایگزین شده است که مصرف کنندگان می توانند آن را درک کنند و این روند برای دهه ها ادامه داشته است. به عنوان مثال ، بسیاری از مردم خاطره ای از مراجعه به بانک در ساعات فعالیت بانک برای برداشت وجه نقد دارند. اکنون ، مصرف کنندگان مرتباً برای برداشت وجه نقد از حسابهای بانکی شان به ماشین آلات مراجعه می کنند و انجام معاملات تا حد زیادی مکانیزه شده است. در حالی که کارهای زیادی در صنعت خدمات هنوز بر اساس نیروی انسانی است ، فرآیند تولید اما بسیار خودکار و ماشینی شده است. در حالی که هنوز هم ممکن است برای انجام بسیاری از عملیات تجاری به انسان نیاز باشد ، نیروی انسانی کمترین اهمیت را نسبت به هر زمانی در تاریخ بشر داشته است.
      پیشرفت های اخیر در زمینه رباتیک ، هوش مصنوعی و اتوماسیون فن آوری ها (یا به اختصار RAIA) به شرکت های بخشهای مختلف اقتصاد اجازه داده اند تا RAIA را برای رسیدن به هزینه های کمتر ، زمان تولید سریعتر ، تأمین کیفیت ثابت محصولات ، مدیریت عملیات زنجیره تأمین و غیره به خدمت بگیرند. در حالی که در ابتدا این تولید بود که از روبات های صنعتی استفاده می کرد ، در حال حاضر سایر بخشهای دیگر اقتصاد و جامعه به شدت از فن آوری های RAIA استفاده می کنند: از مدیریت زنجیره تامین ، کشاورزی ، وسایل نقلیه خودکار، جنگ افزار، سفر و گردشگری، آموزش ، روزنامه نگاری ، ارائه خدمات حقوقی ، تجارت در بازارهای مالی ، و اجرای عملیات پزشکی.
      شرکت های بزرگ و کوچک از چت بات ها برای برقراری ارتباط و حفظ روابط خود با مشتریان استفاده می کنند. ربات های اجتماعی به طور فعالانه وارد زندگی ما شده اند ، و در حال حاضر حتی مفهوم "جنسیت" را برایمان و روابط را برایمان تغییر داده اند. این مثالها در هم آمیختن فن آوری های RAIA در ساختار جامعه را نشان می دهد ، که منجر به تحولات عظیمی در شیوه زندگی ، کار و تجارت انسان می شود. حتی برخی از نویسندگان اظهار می کنند که اقتصاددانان و بازاریابان باید تعریف خود را از "مصرف کننده" گسترش دهند تا ربات ها را نیز در دسته مصرف کنندگان بگنجانند.
      انتظار می رود پیشرفت در فناوری های RAIA در آینده تسریع شود و برخی از محققان این احتمال را می دهند که هوش مصنوعی در یک برهه از هوش انسان فراتر رود - زمانی که معمولاً به عنوان "تکینگی تکنولوژیک" یاد می شود. اگرچه ما نمی دانیم که آیا سیلیکون از نظر هوشمندی از کربن پیشی خواهد گرفت و آیا ترنسهیومنیسم (transhumanism) و تقویت انسان از طریق کاشت میکروچیپ مغزی تصویری ممکن در آینده است یا صرفا به آثار علمی تخیلی تعلق دارد، اما ما مطمئن هستیم که پیشرفت های فناوری در RAIA ، صنعت 4.0 و اینترنت اشیا نقش نیروی انسانی را به عنوان عامل تولید به چالش می کشند تا جایی که کل یا غالب سهم کارگر انسانی در بخش کالاها و خدمات توسط فناوری RAIA جایگزین می شود. به چنین سیستم اقتصادی "اقتصاد روباتی" (robonomics) گفته می شود. نظرات کارشناسان در مورد اقتصاد و جامعه مبتنی بر ربات های خودکار متفاوت است. یک گروه از محققان به صراحت ترسشان از فناوری های هوش مصنوعی را ابراز می کنند ، هوش مصنوعی خودآگاه را "آخرین اختراع انسان" می دانند و سناریوهایی آخرالزمانی شبیه فیلم های ترمیناتور را برای گونه های انسانی ترسیم می کنند. از سمت دیگر، گروهی از کارشناسان بیش از حد خوش بین هستند و فناوری را آخرین راه حل آرمان شهرانه برای همه مشکلات بشر ، از جمله از طریق ادغام بین انسان و ماشین تصور می کنند. با این حال ، اکثر نویسندگان رویکرد عمل گرایانه تری را در پیش می گیرند و فرصتهایی را می بینند که هوش مصنوعی و اقتصادشناسی به عنوان یک سیستم اقتصادی فراهم میکند مانند امید به زندگی طولانی تر ، بهبود سلامت و کیفیت زندگی ، داشتن زمان بیشتر برای فعالیتهایی که مردم برای آنها ارزش قائل هستند ، فقط چند مورد از این فرصت هاست، اگرچه فراوانی بیش از حد کالاها و خدماتی که کارشناسان فناوری وعده می دهند ممکن است به نفع همه سهامداران نباشد.
      در این حوزه ، آینده کار بشر و تأثیرات دیجیتال سازی و اتوماسیون در بازار کار مورد توجه بسیاری از محققان قرار گرفته است. در حقیقت ، در یک تحقیق که اخیراً مورد استناد قرار گرفته است ، فری و آزبورن (2017) ارزیابی کردند که 47٪ از مشاغل ایالات متحده در حال حاضر مستعد جایگزین شدن با رایانه هستند. برخی مشاغل به وضوح در آستانه انقراض قرار دارند. به عنوان مثال ، بر اساس داده های سال 2014 شایع ترین شغل در 29 ایالت از 50 ایالت ایالات متحده "راننده کامیون" است ، و ماشین/کامیون های خودران (فناوری ای که در آستانه ورود به جاده هاست) تقریباً بلافاصله منجر به بیکاری این کارگران خواهد شد.
      این امر، نگرانی های موجهی برای محققان ، سیاستمداران و نمایندگان صنعت پدید می آورد که مردم ، شرکت ها ، اقتصاد ، دولت ها و به طور کلی جوامع با واقعیت های جدیدی که در حوزه فناوری ، اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی ایجاد می شود، چگونه انطباق می یابند . به عنوان مثال ، در سال 2016 ، دفتر اجرایی رئیس جمهور ایالات متحده ، شورای ملی علم و فناوری و کمیته فناوری، سه سند را برای آماده سازی اقتصاد ایالات متحده برای عصر ماشین ها و هوش مصنوعی منتشر کردند: تحقیقات ملی هوش مصنوعی و برنامه استراتژیک توسعه (2016) ، آماده سازی برای آینده هوش مصنوعی (2016) و هوش مصنوعی ، اتوماسیون و اقتصاد (2016). به همین ترتیب ، در سال 2017 ، OECD گزارش گسترده ای را در مورد پیامدهای اتوماسیون برای شرکت ها و دولت ها منتشر کرد (OECD ، 2017) ، مجمع جهانی اقتصادWEF نیز گزارش های سالانه در مورد آینده مشاغل را منتشر می کند.
      این مطالعه با توضیح تأثیرات فناوری های RAIA بر بازار کار و ماهیت کار می پردازد و به مواردی مانند معضل اشتغال، نیاز انسان به داشتن کار مولد و قابلیت صنعت مدرن برای بهره وری مورد بررسی قرار می گیرد. همچنین به موضوع احتمالات نابودی صنایع توسط انسان می پردازد ، چرا که بخش عظیمی از انسان ها از جایگزینی با روبات می ترسند. علاوه بر این ، این مطالعه به اخلاقی بودن استفاده از ربات ها می پردازد، زیرا ربات ها صرفاً جایگزین نیروی انسانی نیستند بلکه تأثیر واقعی بر جمعیت انسانی نیز دارند.
      اقتصاد روباتیک و هوش مصنوعی
      اولین عنصری که باید بررسی شود این مسئله است که چرا ما از فن آوری های RAIA استفاده می کنیم. دلیل واضح این امرهمپوشانی بین توانایی های تکنولوژیکی موجود و نیاز به کارایی بالاتر و تولید مقرون به صرفه است. در حالی که مفهوم ربات در سال 1920 ابداع شد (NPR ، 2011) ، ربات (و مهمتر از همه ربات هوشمند) چیزی مختص به آینده بود و کاملاً عملی نبود. تا دهه 1980 ، رباتها به طور گسترده ای در تولید مورد استفاده قرار می گرفتند ، اگرچه صنایع خدماتی عموماً در استفاده از ربات عقب مانده اند.
      اقتصاد رباتیک فعلی ، اصل اقتصادی نظریه کار را که ارزش آن به اندیشمندانی چون کارل مارکس ، آدام اسمیت و دیوید ریکاردو نسبت داده شده است، تضعیف می کند. در حالی که نظریه سنتی اقتصادی مبتنی بر زمین ، نیروی کار و سرمایه (و "بنگاه اقتصادی" یا "کارآفرینی" که بعضاً عنوان عوامل تولید مشخص می کند) ، ما شاهد تغییر در مورد مهمترین عامل از بین عوامل اقتصاد هستیم: مردم. طبق توافقات در اقتصادی سنتی ، نیروی انسانی یک عامل ضروری در تولید ثروت است. به این معنی که کار انسان در روند تولید بسیار مهم است ، چیزی که درهر خوانش از مارکس کاملاً واضح است. با این وجود ، با پیشرفت سریع در زمینه رباتیک و هوش مصنوعی ، تاکید بر نیروی انسانی به عنوان یک عامل ضروری کمتر شد، و هنگامی که از ربات ها برای تولید ربات ها استفاده شود، این روند شدت نیز خواهد گرفت.به کار گیری گسترده از اقتصاد رباتیک به یک فضای اقتصادی و اجتماعی جدید منجر می شود که در آن برندگان و بازندگانی وجود خواهند داشت. با توجه به توانایی فن آوری برای جایگزینی نیروی انسانی با فناوریهایی که مرتب پیشرفته تر خواهند شد، آن دسته از انسانها که نیروی کار بازویشان را به فروش میگذارند به راحتی و بسیار ارزان با فناوریهای جدید جایگزین می شوند، این موضوع منجر به اقتصاد سیاسی جدیدی از رباتها می شود.این دنیای جدیدی خواهد بود که در آن بیشتر نیروی کار برای تولید کالاها و خدمات توسط ماشین آلات ایجاد می شود ، به این معنی که انسان از روند تولید به طور فزاینده ای به حاشیه رانده می شود ، اگرچه این سوال ماندگار وجود دارد که آیا روبات ها به صورت مکملی برای نیروی انسانی استفاده می شوند - یا به طور کامل جایگزین نیروی انسانی خواهند شد.
      روند سیاسی و اقتصادی دیگری که بر اقتصاد جدید تأثیر خواهد گذاشت ، محصول جانبی جهانی شدن اقتصاد است. از آنجا که اقتصادها بیش از همیشه به هم پیوسته اند و مزایای عظیمی برای کسانی وجود دارد که زودتر بازار را تسخیر می کنند، آنچه می توانیم در بازارها انتظار داشته باشیم این است که بازارها به طور فزاینده ای به سمت بازارهایی گرایش خواهد یافت که "برنده همه جایزه را می برد" (Brynjolfsson & McAfee، 2014). دلایل زیادی برای این امر وجود دارد ، از جمله دیجیتال سازی ، پیشرفت در ارتباطات (و انتقال) و افزایش اهمیت شبکه ها و استانداردها. به عبارت دیگر ، اقتصاد اکنون متفاوت از گذشته است ، زیرا بازارهای جهانی به مصرف کنندگان امکان دسترسی به اطلاعات مربوط به کالاها و خدمات را می دهند و هزینه ی این اطلاعات در مورد محصولات و حمل و نقل محصولات مرتب کاهش می یابد و شبکه ها امکان گسترش اطلاعات و کالاها و خدمات را بیش از گذشته می دهند. اقتصاد به همین مقیاس توسعه می یابد ، و امکان ایجاد انحصارات را فراهم می کند ، زیرا نفوذ در بازارهای خارج از کانال ها و شبکه های عمومی به طور فزاینده ای برای شرکت های نوپا دشوار می شود.
      ارزش کار و نحوه برخورد با نیروی کار را می توان با ارزش آن در بازار درک کرد. رابطه افزایش بهره وری نیروی کار و دستمزد در ایالات متحده داستان جالبی را بیان می کند. در حالی که داده ها در ایالات متحده افزایش چشمگیر بهره وری را برای هر کارگر از دهه 1950 نشان می دهد ، اما تا اواسط دهه 1970 ، افزایش حقوق با افزایش بهره وری همراه نبوده است .به نظر می رسد شرکت ها نیازی به جبران بهره وری کارگران ندارند ، و در نتیجه افرادی که شاغل و مولد هستند اما در نتیجه کارشان افزایش حقوق و دستمزد را تجربه نمی کنند ، تأثیر زیادی بر اقتصاد و جامعه دارند. همچنین بیانگر این است که کارگران به قدری بهره وری بالایی دارند که جمعیت زیاد افرادی که استخدام نشده اند در حال پایین آوردن دستمزد واقعی هستند. آنچه جالبتر است این است که این امر در اقتصادهایی اتفاق می افتد که در آنها کاهش جمعیت وجود دارد ، به این معنی که جمعیت نیروی کار موجود نیز به طور کلی در حال کاهش است. مسئله دیگر پایداری چنین اقتصادی است ، زیرا دستگاهها ، برخلاف انسان ، آنچنان به کالاها و خدمات نیاز ندارند (فورد ، 2015 ، ص 196). این بدان معناست که اقتصاد ممکن است در آینده متضرر شود، زیرا ماشین آلات آنگونه که انسان مصرف کننده است، مصرف نمی کنند. تولیدکنندگان ممکن است کالاهای با کیفیت بالا را با قیمت پایین در واحد تولید کنند ، اما این سوال همچنان باقی است که چه کسی قادر به خرید کالاها و خدمات است ، در حالی که حقوق در بسیاری از کشورها نسبتاً ثابت است.
      تأثیرات RAIA بر بازار کار
      ما انسانهای فانی باید با تغییرات عظیمی که رباتیک و هوش مصنوعی در 10 ، 20 یا بیش از 20 سال آینده در بازار کار پدید می آورند، مقابله کنیم. در آینده نزدیک می توان تأثیرات عمده ای را که تقریباً قابل پیش بینی است مشاهده کرد، مثلاً اتوماسیون حمل و نقل با کامیون ها و اتومبیل های خودران. به هر حال ، هر کشور بر اساس سطح فعلی توسعه و عوامل اجتماعی / تکنولوژیکیش ، به طرق مختلف از این فرآیند تأثیر خواهد گرفت. همچنین تأثیراتی بر ساختارهای اجتماعی و تحرک جمعیت و تولید خواهد داشت. به هر حال ، قانون باید تغییر عمده ای داشته باشد و عناصر قانونی/سیاسی نیز با این تغییر همراه شوند.
      اولین و تأثیر عمده فناوری حذف مشاغل از طریق اتوماسیون خواهد بود، اگرچه مشاغل زیادی از دست خواهند رفت، مشاغل جدیدی نیز ایجاد شده و همچنین چهره سایر مشاغل نیز ممکن است تغییر کند. برخی از مطالعات در مورد راه حل های مختلف برای چگونگی مقابله با بیکاری ناشی از فناوری بحث کرده اند. بسیاری از مشاغلی که اکنون در بازار وجود دارد تغییر فراوانی خواهند کرد و بسیاری از مشاغل از نظر وظایف، در آینده نیاز به مهارت کمتری خواهند داشت، برخی نیاز به مهارت های جدیدی خواهند داشت و برخی دیگر نیاز به مهارت بیشتری خواهند داشت.
      همچنین عنصر جغرافیایی نیز در این امر اثرگذار است. نشانه ای وجود دارد که اتوماسیون در بسیاری از وظایف، ممکن است باعث شود تولید در مکانهایی که به هزینه بالای نیروی کار مشهورند انجام شود؛ مانند آلمان، جایی که اکنون عمده تولید کفش در آن جا انجام می شود . احتمالاً به این دلیل که سایر عوامل تولید در آن جا به دلیل بهره وری کمتر از آسیاست و هزینه های نیروی کار و حمل و نقل نیز به دلیل اتوماسیون کم شده یا به صفر می رسد. و بنابراین ممکن است فرآیند تولید به اقتصاد غرب بازگردد.
      تأثیر عمده دیگری که رخ خواهد داد کیفیت مشاغل باقی مانده است. انسانها احتمالاً برخی از کارهایی را که رباتها و کامپیوترها هنوز قادر به انجام آنها نیستند ادامه خواهند داد/ به نظر می رسد که انسان برای انجام بسیاری از وظایف فیزیکی که ماشین ها قادر به انجام آنها نیستند یا حداقل آنها را به خوبی انجام نمی دهند ، احتیاج خواهد بود ، هرچند ممکن است صنایع و شرکت ها از طریق ایجاد تغییرات اجتماعی به طریقی برای دور زدن این مسئله کار کنند. به عنوان مثال ، در حال حاضر هیچ روباتی نمی تواند ملحفه روی تخت هتل را به خوبی مرتب کند، این امکان وجود دارد که در آینده هتل ها بتوانند به مهمانان ملحفه های تمیز بدهند و با ایجاد تغییرات دیدگاه اجتماعی، اصرار داشته باشند که میهمانان تختخواب هایشان را خود مرتب کنند، و از این طریق نیاز به پرداخت هزینه کار انسانی برای مرتب کردن ملحفه های تخت را دور بزنند. و چنین تغییر اجتماعی / فرهنگی ای اگر برای مهمانان هتل مزایای اقتصادی مناسبی داشته باشد میتواند مورد پذیرش قرار گیرد.
      به دلیل مداخله رباتیک پیشرفته و هوش مصنوعی در تولید کالاها و خدمات ، انسانها احتمالاً مجبور به یافتن جایگاهی در اقتصاد گیگ محور جهان باشند. از آنجا که کار انسان به طور فزاینده ای به سمت کارهای فیزیکی خاص یا کارهای ذهنی کشیده می شود که در آن، انسان هنوز هم می تواند عملکرد بهتری نسبت به ماشین آلات داشته باشد. یکی از مشکلاتی که نتیجه سیاسی این اتفاق خواهد بود این است که بسیاری از افراد به سمت کارهای کوتاه مدت و مشاغلی کشیده می شوند که ممکن است در زیر رادار مقامات مالیاتی نباشند و همچنین از نظر قانونی و اجتماعی نمی تواند به میزان کارهای تمام وقت متداول انسان را تأمین کند. اینکه مردان و زنان در این شرایط چگونه کار خواهند کرد و دوام می آورند جالب خواهد بود. همچنین واکنش و یا شکوفایی نقش جنسیت در چنین محیط های کاری بی ثبات و متغیری مورد سوال خواهد بود.
      اختلاف طبقاتی افزایش خواهد یافت ، همانطور که تقریباً در همه کشورهای توسعه یافته در دهه های اخیر مشاهده شده است، از آنجا که نیروی کار بیشتر متشکل از کارگران ماهر دانش بنیان خواهد بود و کارگران کم مهارت شغلشان را از دست خواهند داد. کسانی که مهارت کمتری دارند ، دائماً با ربات ها و هوش مصنوعی که ارزش کار را تضعیف می کند ، به رقابت می پردازند و درآمدها کاهش خواهد یافت . برخی از تخصص ها که جایگزینی آنها با ربات ها یا هوش مصنوعی دشوار است همچنان به کار خود ادامه می دهند ، اما همچنان فشار بر روی چنین مشاغلی نیز وجود خواهد داشت ، زیرا تقاضای کاریشان ثابت باقی می ماند ، عرضه برای چنین مشاغلی کاهش می یابد. با این حال ، کسانی که مهارت بالایی دارند و یا با دانششان کار می کنند، نیز نباید احساس امنیت زیادی کنند ، زیرا تغییرات رادیکال همیشه در فن آوری وجود دارد که می تواند کار آنها را تهدید کند. به عنوان مثال ، اساتید دانشگاه اکنون بسیاری از دوره های درسی را آنلاین تدریس می کنند. چنین دوره هایی عموماً برای دانش آموزان راحتی به همراه دارد ، اما برای معلمان خطرات زیادی دارد ، زیرا هم اکنون نیز بسیاری از دروس ممکن است به امتحانات / تستهایی متکی باشند که چند گزینه ای هستند و با فناوری رایانه ای ساده درجه بندی می شوند ولی ممکن است زمان زیادی نیاز نباشد که رایانه ها بتوانند مقاله های دانش آموزان و دانشجویان را نیز نمره دهی کرده و به صورت هوشمند به آنها بازخورد نشان دهند (نگاه کنید به Ivanov، 2016)
      همچنین می توانیم انتظار داشته باشیم این مداخلاتی که در شغل ها رخ خواهد داد واکنش گسترده ای در بین مردم داشته باشد و تاثیرات سیاسی نیز با آن همراه شود. از آنجا که ممکن است انسان در تولید کالاها و خدمات از اهمیت کمتری برخوردار باشد و بسیاری از انسانها با نیروی کار رباتیک / هوش مصنوعی جایگزین شوند ، برای پایداری اقتصاد و پایداری اقتصاد سیاسی چه باید کرد؟ پاسخی که بسیار در مورد آن صحبت شده تضمین درآمد پایه جهانی برای انسان است.. این درآمد با اطمینان از اینکه مصرف کنندگان انسانی می توانند کالاها و خدماتی را که یک اقتصاد کاملاً خودکار تولید می کند ، مصرف کنند، تأثیری تثبیت کننده خواهد داشت. پرداخت درآمد در چنین طرحی مستلزم شکل متفاوت مالیاتی نسبت به نظام مالیاتی فعلی است ، زیرا بخش زیادی از مالیات اقتصادهای امروزی از مالیات دستمزد کارگران جمع می شود. بنابراین با کاهش تعداد انسانهای شاغل و پرداخت مالیات بر درآمد و کاهش مشاغل ، باید سیستم های جدید مالیاتی ایجاد شود. اقتصاد کنونی و قوانین آن فرض می کند که کارگران انسانی مالیات خود را از حقوق خود پرداخت می کنند و فرض می کنند که چنین کار انسانی برای حفظ اقتصاد لازم است. این قوانین همچنین فرض می کند که افراد مشغول کار تمام وقت هستند و از درآمد و مزایای پایداری برخوردار هستند ، به این معنی که بسیاری از قوانینی که اکنون برای تنظیم نیروی کار وجود دارد ، یک مدل صنعتی قدیمی از کار را در نظر می گیرند. اما اقتصاد جدید ، تا حدود زیادی ، به مناقصه و قراردادهای کوتاه مدت بستگی دارد و قوانین با این تغییرات مطابقت ندارند.
      ماندن در بازار کار رقابتی آینده
      آینده، حداقل آینده نزدیک ، به نیروی کار ماهر نیاز دارد.
      در جدول 1 ده مهارت شغلی برتر مجمع جهانی اقتصاد که نیروی کار باید در سال 2020 داشته باشد ، ذکر شده است. به نظر می رسد که این لیست دارای ماهیت منحصر به فرد فکری و احساسی است و از قدرت بدنی و چابکی جسمی خبری نیست. طبق مجمع جهانی اقتصاد (2018) ، مهارت های مورد نیاز ذاتاً فکری و احساسی هستند ، از جمله حل مشکلات پیچیده ، تفکر انتقادی و هماهنگی با دیگران.
      این مهارتهای کلیدی مشخص شده توسط مجمع جهانی اقتصاد فرض می کند که مزیت رقابتی انسان نسبت به رباتها و هوش مصنوعی نه بر اساس توانایی فیزیکی بلکه بر اساس تواناییهای فکری و توانایی تفسیر مسائل کاری از منظر احساسی است. توسعه چنین مهارتهایی از طریق آموزش / تجربه و توانایی ذهنی طبیعی آموخته می شود. از این موضوع می توان استنباط کرد که آموزش باید به روشهایی برای پرورش استعدادهایی تبدیل شود که فقط انسانها در این برهه از زمان می توانند انجام داده و برای اقتصاد سودآوری داشته باشند (خلاقیت ، مهارتهای ارتباطی پیچیده ، هوش هیجانی و غیره). نیاز به توسعه و تغییر سیستم آموزشی که بر اساس یک مدل صنعتی قدیمی از قرون گذشته بنا شده است ، و فرض ایجاد یک سیستم چند مرحله ای از آموزش که می تواند مهارتهای دائمی ایجاد کند، حس می شود. اقتصاد جدید به احتمال زیاد به رویکرد جدیدی در آموزش و پرورش احتیاج دارد ، رویکردی که مبتنی بر توسعه مهارت های انسانی باشد و نه دانش افزایی.


      جدول 1 - ده مهارت شغلی برتر مورد نیاز در سال 2020

      مهارت حل مسئله پیچیده

      تفکر انتقادی

      خلاقیت

      مدیریت مردم

      هماهنگی با دیگران

      هوش هیجانی

      قضاوت و تصمیم گیری

      جهت گیری خدمات

      مذاکره

      انعطاف پذیری شناختی

      منبع: مجمع جهانی اقتصاد (2018)


      و مجبور به مجهز کردن نیروی کار به مهارت های جدیدی می شود که برای انعطاف پذیری در یک اقتصاد در حال تغییر مورد نیازی است. از آنجا که بسیاری از کارمندان شغل و صنایعی که
      در آن فعالیت می کنند را تغییر می دهند ، به آموزشی نیاز دارند که به آنها امکان دهد مهارت های مربوطه را در سمت های جدیدی که در شرکت ها و زمینه های مختلف به دست می گیرند ، کسب کنند. شرکتها همچنین مجبورند برخی از مسئولیتهای آموزش و بازآموزی کارمندان را بر عهده بگیرند و این مسئولیت فقط به عهده دانشگاهها نیست.
      جدا از اینکه افراد و سیستم های آموزشی چگونه باید تغییر کنند ، صنعت نیز باید تغییر کند. در کوتاه مدت ، برای ارتباط و رقابت میان شرکت ها ، شرکت ها باید روی ربات ها و هوش مصنوعی سرمایه گذاری کنند. اگرچه چنین سرمایه گذاری هایی ممکن است نیاز به سرمایه گذاری های قبلی نیز داشته داشته باشند ، اما چنین سرمایه گذاری هایی ، علی رغم خطرات و موانع موجود در سیستم کنونی، به انتقال و گذار به سمت اقتصاد جدید کمک می کنند. تغییر در اکثر صنایع امری قطعی است. اگرچه استفاده از برخی از فناوری ها ممکن است مزایایی را به همراه داشته باشد ، اما پذیرش زود هنگام آن ممکن است مشتریان و نیروی کار را قادر سازد تا با واقعیت های جدید سازگار شوند و از راه های موثرتر و کارآمدتری کار کنند.
      نتیجه گیری
      انسانها مدتی است که روی زمین هستند و امیدواریم این گونه به حیات خود ادامه دهد. اگرچه انسانها همان مسیری که برای اسب ها طی شد نخواهند رفت. تغییرات بزرگی ناشی از پیشرفتهای تکنولوژیکی ایجاد شده است که انسانها باید از آنها آگاه باشند و باید خود را با آن سازگار کنند. اول از همه، ما انتظار داریم که انسانها به طور فزاینده ای از تولید کالا و خدمات حذف شوند. نیروی انسانی یکی از عوامل تولید باقی خواهد ماند اما به تدریج اهمیت کلیدی خود را به عنوان جز اصلی فرآیند تولید از دست می دهد. خصوصیاتی که کارگر انسانی دارد و همچنان به عنوان یکی از عوامل تولید می تواند ارائه دهد، توانایی ایجاد ، تفسیر و همکاری با دیگران خواهد بود. همچنین انسان در آینده نزدیک به دلیل توانایی جسمی در انجام کارهایی که بسیاری از روبات ها به سختی می توانند آن را انجام دهند (مانند باز کردن درها ، راه رفتن و سایر کارهای فیزیکی) ارزشمند خواهد بود ، انسان همچنان یک ابزار عالی چند منظوره خواهد بود که می تواند در فضای کاری یا اداری مذاکره کند. اما سیلی از نیروی کار آواره ای که توسط روبات ها و هوش مصنوعی مشاغل شان را از دست خواهند داد نیز به وجود خواهد آمد.
      برای انسان ها ، کسانی که مهارت لازم برای رقابت در اقتصاد جدید را ندارند ، با دیگر انسان ها رقابت می کنند. مهارت هایی که مختص انسانهاست ، باید به بسیاری از کارگران تعلیم داده شود تا همچنان بتوانند فعالیت کنند. حل مسئله ، هوش هیجانی ، ارتباطات بین فردی و سایر مهارتهایی که بشر می تواند به خوبی از عهده آنها برآید در صورتی که مهارت کافی در انجام این کار را داشته باشد ، بشر را قادر می سازد تا در اقتصاد جدید فعال باقی بماند. موسسات سنتی که انسان ها را آموزش می دهند باید با نیازهای اقتصاد جدید و خواسته های کارگران سازگار شوند.
      دوم ، سیستم سیاسی و حقوقی نیز باید اقتصاد جدید را در نظر بگیرد. با انعطاف پذیری و تمرکز نیروی کار بر روی کارهای پاره وقت و قراردادی، دولت ها و سیستم های مالیاتی باید با واقعیت جدید اقتصادی همراه شوند. از دیدگاه دولت ، روش سنتی مالیات گرفتن از افراد شاغل تمام وقت پایداری کمتری خواهد داشت و دوام اقتصاد به این معنی است که سیستم های مالیات باید اصلاح شوند تا در اقتصادی که تغییر کرده است ، پایدار بمانند. با افزایش تعداد کارگرانی که دیگر به آنها نیازی نیست ، تضمین اینکه مردم - به ویژه کسانی که دیگر نیروی کار به حساب نمی آیند- روشی قابل اعتماد برای گذران زندگی داشته باشند یک ضرورت است. تضمین حداقل درآمد برای همه ، یک راه ساده برای تطبیق یافتن با این مسئله است ، ایده ای که ممکن است رادیکال به نظر برسد اما سابقه طولانی دارد و صحبت در مورد آن در سال های اخیر کاملاً مشهور شده است (به عنوان مثال نگاه کنید به Caputo، 2012؛ Stern ، 2016). ثبات اقتصاد سیاسی متکی به نیاز به مصرف کنندگانی است که از محصولات و خدمات استفاده می کنند و عدم نیاز به نیروی کار موجود در اقتصاد بدان معنی است که بیشتر نیروی کار برای مشاغلی که نیاز به مهارت کمتری دارند، بایستی با دیگر انسان ها که به دلیل افزایش رباتی کردن محل کار ، شغل خود را از دست داده اند، رقابت کنند.
      سرانجام ، نگرانی عمده در مورد فرضیات مرتبط با توانایی های انسان برای ماندن در اقتصاد جدید وجود دارد. در حالی که مجمع جهانی اقتصاد می تواند مهارت های مورد نیاز در محل کار را شناسایی کند ، این سوال وجود دارد که آیا همه انسان ها توانایی توسعه مهارت های مورد نیاز در صنعت را دارند؟ در حالی که برخی از افراد می توانند ادعا کنند که ضریب هوشی یک مفهوم ذهنی است .بیشتر آنها موافقند که در توانایی هر انسانی در جذب ، نگهداری و پردازش اطلاعات تنوع وجود دارد. از آنجا که مشخص است همه انسانها تقریباً توانایی فکری یکسانی برای توسعه مهارتهای مورد نیاز برای اقتصاد جدید ندارند ، به نظر می رسد که بسیاری از آنها صرفاً به دلیل عدم توانایی در توسعه مهارتهای مورد نیاز، از اقتصاد جدید کنار گذاشته می شوند.
      در نتیجه ، انسانها وارد عصر جدیدی می شوند ، عصر بازتولید مکانیکی که شبیه به چیزی که پیش از این تصور می شد نخواهد بود. اگرچه انسان ممکن است به عنوان یک عامل تولید باقی بماند ، اما ممکن است از نظر فیزیکی بسیار کم اهمیت و از نظر نیازهای فکری از اهمیت بیشتری برخوردار باشد. به هر حال ، نقش انسان متفاوت خواهد بود. در نتیجه ، بسیاری از نهادهایی که بخشی از اقتصاد هستند ، مانند دولت و آموزش و پرورش ، باید تغییر کنند تا با نیازهای جامعه ای که دارای پایگاه تولیدی هستند که به طور فزاینده ای خودکار خواهد بود، مرتبط و سازگار باشند.


      نظر کاربران
      نام:
      پست الکترونیک:
      شرح نظر:
      کد امنیتی:
       
تمامی حقوق برای مرکز ملی فضای مجازی محفوظ است. هر گونه کپی‌برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.